
.::باعکس خفن شروع میکنیم::.![]()


.::همینطوری::.

.::دارم می رم شاید برای همیشه::.
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و ویرانه ی خویش
می برم تا ز تو دورش سازم

.::دوستی و هزاران معنی مبهم::.





کاش میشد در خراب آباد دل ، خانه احساس را تعمیر کرد .
کاش میشد همچو باران بی دریغ ،لحظه های سبز را تقدیر کرد
کاش میشد عشق را با تمام وسعتش تکثیر کرد.
کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد

نفرين به اون کسايي که روي دلا پا مي ذارن
تا که مي بينن عاشقي ميرن و تنهات مي ذارن
نفرين به آدمايي که تو سينه ها دل ندارن
عاشق عاشق کشين ، رحم و مروت ندارن



زندگی هنگامه فریادهاست
سرگذشتی در گذشت یادهاست
زندگی تکرار جان فرسودن است
رنج ما تاوان انسان بودن است







رفتی ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد 
وابستگیم را به تو باور کردم 
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را
میان ربنای سبز دستانت
.::دعایم کن::.

دروغ و دروغ ودروغ...
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان فریب، بساطش را پهن کرده بود و نیرنگ میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور و حرص، دروغ و خیانت، جاهطلبی و سوء ظن و ... هر کس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد. بعضیها تکهای از قلبشان را، بعضی پارهای از روحشان، بعضیها ایمانشان را، بعضی آزادگیشان و بعضی عفت و عفافشان را و شیطان میخندید و تخفیف میداد
(خب اگر دوست داشتین نظر بدین)
.::ممنون از تمام دوستان گلم ::.
